[1] تنها برای خدا جان من در سکوت انتظار میکشد، زیرا نجات من از جانب اوست.
[2] او یگانه صخره و نجات من است، و دژِ بلند من، پس هرگز جنبش نخواهم خورد.
[3] تا به کِی بر مردی هجوم میآورید تا جملگی وی را به قتل رسانید، همچون دیواری خمیده و حصاری لرزان؟
[4] بهیقین بر آنند که او را از جایگاه بلندش سرنگون کنند؛ از دروغ گفتن لذت میبرند؛ با دهان خود برکت میدهند، اما در دلهایشان نفرین میکنند. سِلاه
[5] تنها برای خدا، ای جان من، در سکوت انتظار بکش! زیرا امید من از جانب اوست!
[6] او یگانه صخره و نجات من است؛ و دژ بلند من، پس جنبش نخواهم خورد.
[7] بر خداست نجات و عزت من؛ صخرۀ نیرومند و پناه من در خداست.
[8] ای قوم، همواره بر او توکل کنید، و سفرۀ دل خویش را بر او بگشایید؛ زیرا که خدا پناه ماست. سِلاه
[9] براستی که بنیآدم نَفَسی بیش نیستند، و آدمیان فریبی بیش نی؛ در کفۀ ترازو بالا میروند، زیرا جملگی با هم از بخار نیز سبکترند!
[10] بر ظلم توکل مکنید و به مالِ دزدی امید مبندید؛ و هرچند بر داراییتان افزوده گردد، دل بدان مبندید.
[11] خدا یک بار گفته است و من دو بار شنیدهام که: قدرت از آن خداست
[12] و محبت نیز از آن تو، ای خداوندگار. بهیقین که تو هر کس را سزا خواهی داد، بر حسب آنچه کرده است.