Skip to content
Opens in a new window

[1] در خداوند پناه گرفته‌ام؛ پس چگونه به جانِ من می‌گویید: «همچون پرنده‌ای به کوه خود بگریز؛

[2] زیرا هان شریران کمان را می‌کِشند، و تیر را بر زِه نهاده‌اند، تا در تاریکی بر راست‌دلان بیندازند.

[3] زیرا چون ارکان منهدم می‌گردند، پارسا چه می‌تواند کرد؟»

[4] خداوند در معبد مقدس خویش است؛ خداوند بر تخت خود در آسمان است. چشمان او می‌نگرد، پِلکهای او بنی‌آدم را می‌آزماید.

[5] خداوند پارسا و شریر را می‌آزماید؛ جان او بیزار است از آن که خشونت را دوست می‌دارد.

[6] بر شریران اخگرهای افروخته خواهد بارانید؛ سهم پیالۀ آنها گوگردِ گداخته و بادِ سوزان خواهد بود.

[7] زیرا خداوند عادل است، او اعمال پارسایانه را دوست می‌دارد؛ صالحان روی او را نظاره خواهند کرد.

مزامیر — Chapters