Skip to content
Opens in a new window

[1] به سبب بدکاران خویشتن را مکدّر مساز، و بر ستمکاران حسد مبر؛

[2] زیرا چون علف، زود می‌پژمرند، و چون گیاه سبز، خشک می‌شوند.

[3] بر خداوند توکل نما و نیکویی کن؛ در زمین ساکن باش و امانت را بپرور!

[4] از خداوند لذت ببر، و او مراد دلت را به تو خواهد داد.

[5] راه خود را به خداوند بسپار، و بر او توکل کن، که او عمل خواهد کرد.

[6] او پارساییِ تو را همچون نور، تابان خواهد ساخت، و حقانیت تو را، چون آفتابِ نیمروز.

[7] در حضور خداوند آرام باش، و صبورانه انتظار او را بکش! به سبب آنان که در راههای خویش کامرانند، و نقشه‌های پلید خود را به اجرا درمی‌آورند، خویشتن را مکدر مساز!

[8] از خشم بازایست و غضب را ترک نما! خویشتن را مکدر مساز، که جز به شرارت نمی‌انجامد.

[9] زیرا که بدکاران منقطع خواهند شد، اما منتظران خداوند زمین را به میراث خواهند برد.

[10] پس از اندک زمانی، دیگر شریری نخواهد بود؛ و هرچند او را بجویی، یافت نخواهد شد.

[11] اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانی سلامتی لذت خواهند برد.

[12] شریران بر پارسایان دسیسه می‌کنند و بر ایشان دندان به هم می‌سایند؛

[13] اما خداوند بر شریران می‌خندد، زیرا می‌بیند که روز ایشان فرا~می‌رسد.

[14] بدکاران شمشیر از نیام برمی‌آورند و کمان را برمی‌کشند، تا فقیران و نیازمندان را به زیر افکنند و راستروان را از دم تیغ بگذرانند.

[15] اما شمشیرهای آنها به قلب خودشان فرو~خواهد رفت، و کمانهایشان خواهد شکست.

[16] اندک داراییِ یک پارسا بهتر است از ثروت شریرانِ بی‌شمار؛

[17] زیرا بازوی شریران خواهد شکست، اما خداوند پشتیبان پارسایان است.

[18] خداوند از روزهای راستان آگاه است، و میراث ایشان جاودانه خواهد بود.

[19] آنان در زمان بلا سرافکنده نخواهند شد؛ و در زمان قحطی سیر خواهند گشت.

[20] اما شریران هلاک خواهند شد، و دشمنان خداوند همچون زیبایی چمنزارها محو خواهند گردید، آری، همچون دود محو خواهند شد.

[21] شریر قرض می‌گیرد و بازپس نمی‌دهد، اما پارسا با گشاده‌دستی می‌بخشد؛

[22] آنان که خداوند برکتشان دهد، زمین را به میراث خواهند برد، ولی کسانی که لعنتشان کند، منقطع خواهند شد.

[23] اگر خداوند راه کسی را خوش بدارد، گامهایش را استوار می‌سازد؛

[24] هرچند بیفتد، نقشِ بر زمین نخواهد شد، زیرا خداوند دستش را می‌گیرد.

[25] من جوان بودم و اینک سالخورده‌ام، با این همه، هرگز پارسایی را ندیده‌ام که وانهاده شده باشد و نه فرزندانش را که گدای نان شوند.

[26] همواره گشاده‌دست است و قرض‌دهنده، و فرزندانش مایۀ برکتند.

[27] از بدی روی بگردان و نیکویی کن؛ آنگاه تا به ابد سکونت خواهی یافت.

[28] زیرا خداوند عدالت را دوست می‌دارد و سرسپردگان خود را ترک نخواهد کرد. آنان تا به ابد محفوظ خواهند بود، اما نسل شریران منقطع خواهند شد.

[29] پارسایان زمین را به میراث خواهند برد و تا به ابد در آن سکونت خواهند کرد.

[30] دهان پارسا حکمت را بیان می‌کند، و زبانش به عدالت سخن می‌گوید.

[31] شریعتِ خدایش در دل اوست، و پاهایش نمی‌لغزد.

[32] شریر به کمین پارسا می‌نشیند، و قصد جان او دارد؛

[33] اما خداوند او را به دست وی وانمی‌گذارد، و چون به محاکمه کشیده شود، نخواهد گذاشت محکوم گردد.

[34] منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار، که تو را به وراثت زمین سرافراز خواهد ساخت، و چون شریران منقطع شوند، به چشم خواهی دید.

[35] مردی شریر و ستمگر دیدم، که چون درختِ سرسبزِ بومی قد می‌افراشت،

[36] اما چه زود درگذشت و اثری از او بر جای نماند؛ و هر چه او را جُستم، یافت نشد.

[37] مردِ بی‌عیب را ببین و مردِ صالح را بنگر! زیرا سرانجامِ آن مرد، سلامتی خواهد بود.

[38] اما عاصیان جملگی هلاک خواهند شد، و شریران را سرانجامی نخواهد بود.

[39] نجات پارسایان از خداوند می‌رسد؛ اوست قلعۀ ایشان در زمان تنگی.

[40] خداوند ایشان را یاری می‌دهد و می‌رهاند؛ ایشان را از چنگ شریران رهایی می‌بخشد و نجات می‌دهد، زیرا که در او پناه می‌جویند.

مزامیر — Chapters