Skip to content
Opens in a new window

[1] خداوندا، تو را تمجید می‌کنم، زیرا که مرا بالا کشیدی، و نگذاشتی دشمنانم بر من شادی کنند.

[2] ای یهوه خدای من، نزد تو فریاد کمک برآوردم و مرا شفا بخشیدی.

[3] خداوندا، تو جان مرا از هاویه برآوردی؛ و مرا از میان آنان که به گودال فرو~می‌روند، زنده ساختی.

[4] ای سرسپردگان خداوند، او را بسرایید؛ نام قدوس او را بستایید!

[5] زیرا خشم او دمی بیش نمی‌پاید، اما لطفش همۀ عمر را در بر می‌گیرد؛ شبی ممکن است سراسر به گریه بگذرد، ولی صبحگاهان شادمانی رخ می‌نماید.

[6] و اما من، در آسودگی خود گفتم: «هرگز جنبش نخواهم خورد.»

[7] خداوندا، آنگاه که لطف تو شامل حالم بود، کوهِ مرا در قوّت استوار گردانیدی؛ اما چون روی از من نهان کردی، هراسان گشتم.

[8] خداوندا، تو را می‌خوانم؛ نزد تو، ای خداوندگار، فریاد التماس بلند می‌کنم:

[9] «در مرگ من چه سودی است، و در فرو~رفتنم به گودال چه فایده؟ آیا خاک تو را خواهد ستود؟ آیا از امانت تو خبر خواهد داد؟

[10] خداوندا، بشنو و مرا فیض عطا فرما؛ خداوندا، یاور من باش.»

[11] تو شیون مرا به رقص بدل کردی؛ پلاس را از تنم به در آوردی و مرا به شادی پوشانیدی،

[12] تا همۀ وجودم تو را بسراید و خاموش نماند. ای یهوه خدای من، تو را جاودانه شکر خواهم گزارد.

مزامیر — Chapters