Skip to content
Opens in a new window

[1] تا به کی، خداوندا؟ آیا مرا تا ابد فراموش خواهی کرد؟ تا به کی روی خود را از من خواهی پوشانید؟

[2] تا به کی با اندیشه‌هایم دست به گریبان باشم، و همۀ روز در دلم غم باشد؟ تا به کی دشمنم بر من سرافراز شود؟

[3] ای یهوه خدای من، بر من نظر کن و اجابتم فرما. به چشمانم روشنایی بخش، مبادا به خواب مرگ بخسبم؛

[4] مبادا دشمنم گوید: «بر او چیره شدم»، و خصمانم از تزلزلم شادمان شوند.

[5] و اما من، بر محبت تو توکل می‌دارم؛ دلم در نجات تو شادی خواهد کرد.

[6] برای خداوند خواهم سرایید، زیرا مرا سزای نیکو داده است.

مزامیر — Chapters