Skip to content
Opens in a new window

[1] خداوندا، نجات بده، زیرا سرسپرده‌ای باقی نمانده است و وفاداران از میان بنی‌آدم محو گردیده‌اند.

[2] همه به یکدیگر دروغ می‌گویند؛ لبهای چاپلوسشان به ریا سخن می‌گوید.

[3] باشد که خداوند همۀ لبهای چاپلوس را قطع کند و هر زبان لاف‌زن را،

[4] که می‌گویند: «به زبان خویش پیروز خواهیم شد؛ لبهای ما با ماست، کیست سَروَر ما؟»

[5] خداوند می‌گوید: «به سبب غارت ستمدیدگان، و نالۀ نیازمندان، اکنون برمی‌خیزم. ایشان را در امنیتی که برایش آه می‌کشند، بر پا خواهم داشت.»

[6] سخنان خداوند خالص است، همچون نقرۀ تصفیه شده در کورۀ گِلی که هفت بار پاک شده باشد.

[7] خداوندا، تو ایشان را نگاه خواهی داشت؛ تو ما را از چنین مردمان، جاودانه حفظ خواهی کرد.

[8] شریران به هر سو پرسه می‌زنند، آنگاه که فرومایگی در میان آدمیان برافراشته شود.

مزامیر — Chapters