
یکشنبه گذشته دوم اوت ۲۰۲۶ / ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ در بعضی از کشورهای اروپایی روز ملی ادای احترام به قربانیان نسلکشی «کولیها» به دست آلمان نازی بود. در سال ۲۰۱۲ میلادی / ۱۳۹۱ خورشیدی، یادمانی (بنای یادبودی) در مرکز برلین در جنوب رایشتاگ به احترام قربانیان این نسلکشی نصب شد و سه سال بعد درسال ۲۰۱۵ میلادی / ۱۳۹۴ خورشیدی، پارلمان اروپا دوم اوت را «روز جهانی یادبود نسلکشی سینتیها و رُمها (کولیها)» اعلام کرد.
برپایۀ تحقیقات تاریخی که تاکنون انجام گرفته، در جنگ جهانی دوم بیش از ۵۰۰۰۰۰ نفر از کولیها در آن نسلکشی جان باختند. تنها در شب ۲ و ۳ اوت ۱۹۴۴ / ۱۱ و ۱۲ مرداد ۱۳۲۳، در حدود ۴۳۰۰ نفر از کولیها و مردم کوچنده که در اردوگاهی در آشویتس- بیرکناو زندانی بودند، نابود شدند.
بنای یادبودی که به احترام قربانیان آن نسلکشی ساخته شده، یک استخر آب دایرهای شکل است و در مرکز آن تختهسنگی سهگوش قرار دارد که یادآور مثلثی است با رنگهای گوناگون که زندانیانِ کولی روی لباسِ زندان خود میدوختند. چند شاخه گل بر روی تختهسنگ سهگوش، نماد زندگی و یادبود سینتیها و کولیهای کشته شده است. هنگامی که گلها پژمرده میشوند، روی تختهسنگ میافتند و سپس در استخر فرو میروند. آنگاه شاخه گلهای تازه و شاداب بر روی تختهسنگ سهگوش ظاهر میشوند. بر لبۀ استخر، شعر «آشویتس» اثر «سانتینو اسپینِلّی»، کولیِ ایتالیایی، به زبانهای انگلیسی، آلمانی و رومانیایی نقش بسته است: «چهرۀ فرورفته/ چشمان خاموش / لبهای سرد / سکوت / قلبی پاره پاره / نَفَس بریده / بیکلام / بیاشک».
پارلمان اروپا با تصویب قطعنامۀ ۲۶۱۵ در سال ۲۰۱۵ / ۱۳۹۴، واقعیت تاریخی نسلکشیِ کولیها و سینتیها را در جنگ جهانی دوم و نیز اشکال دیگر آزار و اذیت این مردمان را به رسمیت شناخت. آن قطعنامه از کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا نیز خواست که این واقعیت تاریخی را به رسمیت بشناسند تا هم یاد قربانیان آن نسلکشی را گرامی بدارند و هم با کولیستیزی کنونی مبارزه کنند. هماکنون بیشتر کشورهای اروپایی از جمله آلمان و فرانسه، دوم اوت را روز ملی ادای احترام و یادبود قربانیان آن نسلکشی میشناسند. سازمان ملل متحد نیز این تاریخ را به رسمیت میشناسد. در سال ۲۰۲۴، آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد در مراسم بزرگداشت این روز در «بیرکناو» شرکت کرد.
البته دولت آلمان از اوایل سال ۱۹۸۲ به ابتکار هلموت اشمیت، صدراعظم وقت خود، آن نسلکشی را به رسمیت شناخت. بنای یادبود را نیز دولت آلمان برپا کرد. این سیاست یادبودیِ آلمانیها از نظر تاریخی بسیار مهم بود. اما کشورهای دیگر اروپایی از جمله فرانسه نیز سهم بزرگی در آن نسلکشی داشتند. بسیاری از فرانسویهایی که نوادگان مردم کوچنشین و کولیهایی هستند که در زمان جنگ قربانی آزار و اذیت نازیها و متحدانشان شدند، انتظار داشتند فرانسه نیز یک «سیاست یادبودی» سزاوار این نام تنظیم و اجرا کند. مسئولیت فرانسه در رویدادهای مربوط به آن نسلکشی اکنون برپایۀ منابع و شواهد انکارناپذیر تاریخی ثابت شده است. فرانسه از سال ۱۹۱۲ میلادی / ۱۲۹۰ خورشیدی محدودیتهای گوناگون بر کولیها و مردمان کوچنشین اعمال میکرد.
فرانسویها پس از صدور «حکم قانونی» ۶ آوریل ۱۹۴۰ / ۱۷ فروردین ۱۳۲۳، محدودیتهایی مانند ممنوعیتِ سفر، حبس خانگی و بازداشت موقت برای کولیها در نظر گرفتند و بدینسان، هزاران تن از مردمانی را که در طبقهبندی اداری آن کشور «کوچنشین» نامیده میشدند، از زندگیِ آزاد محروم کردند. «رِمون گورِم»، کوچنشینِ فرانسوی و عضو برجستۀ مقاومت فرانسه که در سن ۱۵ سالگی به همراه خانوادهاش، نخست در «دارِنتال» و سپس در اردوگاه «لینا-مونِری» زندانی شده بود، در سراسر زندگانیاش میگفت : دولت فرانسه برای سازماندهی آزار و شکنجۀ «کوچنشینان» نیازی به آلمانیها نداشت. اردوگاهها را فرانسویها اداره میکردند، دستگیریها را پلیس فرانسه انجام میداد و احکام «بازداشت خانگی» را مقامهای فرانسوی حتی پیش از فرمان بازداشت نازیها صادر کرده بودند.
فرزندان کولیهایی که در زمان جنگ در فرانسه کشته شدند و آزار دیدند، مانند فرزندان یهودیانِ کشته شده و آزار دیدۀ فرانسوی از پیامدهای آن فاجعه رنج میبرند. امروز چند صد هزار فرانسوی فرزندان و بازماندگان آن کولیها هستند و انتظار داشتند فرانسه نیز مانند آلمان با تصویب قطعنامهای در مجلس ملی آن کشور سهم خود را در نسلکشی کولیها و آزار و شکنجۀ آنان در سالهای جنگ به رسمیت بشناسد.
سرانجام، مجلس ملی فرانسه در تاریخ ۲۷ مه ۲۰۲۶ / ۶ خرداد ۱۴۰۵، با تصویب قطعنامۀ شماره ۲۸۹ نسلکشی کولیها را به رسمیت شناخت و به سهم فرانسویها در آن نسلکشی اذعان کرد. در متن قطعنامه از دولت فرانسه خواسته شده است که به همۀ قربانیان آن نسلکشی و نیز خانوادههای آنان ادای احترام کند و با برداشتن گامهای عملی و مؤثر با کولیستیزی در همۀ اشکال آن مبارزه کند.
قطعنامه در عین حال از جمهوری فرانسه دعوت میکند به همراه نهادهای اتحادیۀ اروپا از هرگونه ابتکاری برای به رسمیت شناختن این نسلکشی و انتقال یاد و خاطرۀ قربانیان آن پشتیبانی کند. در متن قطعنامه از دولت فرانسه خواسته شده است کمیسیون اروپا را به گسترش مکانهای یادبود، بایگانیها و بنیادهای فرهنگیِ اختصاص یافته به تاریخ و خاطرۀ این نسلکشی در سراسر اروپا تشویق کند.
همکاریِ داوطلبانۀ فرانسویها در سالهای جنگ با نازیهای اشغالگر بهویژه از ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ / ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۳ لکۀ سیاه ننگینی است در تاریخ آن ملت. این همکاری به سیاستها و عملکردهای «حکومت ویشی» به رهبری «فیلیپ پِتَن» خلاصه نمیشد. مورخانی مانند «فیلیپ بورَن» برای توصیف شماری از رفتارهای زشت مردم فرانسه از «همکاری روزمره» سخن میگویند که ربطی به مشارکت سیاسی فعال نداشت. مانند برقراری روابط شخصی صمیمانه با آلمانیها، خبرچینی و فرستادن نامه به پلیس یا گشتاپو برای آگاه کردن آنها از هویت قومی یا دینی هممیهنان خود. در حالی که نازیها چنین چیزی از آنان نمیخواستند.
فرانسویها در آن سالها میلیونها نامه از این دست به پلیس یا گشتاپو ارسال کردند. مورخان به طور میانگین از ۲۷۰۰ نامه در روز سخن میگویند. ۵۰ درصد این خبرچینیها با انگیزه پاداش مالی انجام میگرفت؛ ۴۰ درصد با انگیزۀ سیاسی؛ و ۱۰ درصد با انگیزۀ انتقامجویی. برقراری روابط عاشقانۀ علنی با سربازان آلمانی یا حتی با اعضای گشتاپو نیز در شمار همکاریهای ننگین روزمره فرانسویها با اشغالگران نازی بود.
ستردن چنین ننگهایی از تاریخ کار سادهای نیست. به رسمیت شناختن سهم فرانسه در نسلکشی کولیها گام بزرگی است در این جهت.